فتنه 78 قسمت دوم
💠 واکاوی فتنه ۷۸ کوی دانشگاه / قسمت دوم
بعد از به وجود آمدن حوادث کوی دانشگاه و شعارهای ضدنظام و توهینهایی که به رهبری و نظام شد، دانشجویان عضو بسیج دانشجویی دانشگاه تهران که طی آن چند روز در دانشگاه حضور داشته و این صحنهها را با چشم دیده بودند، برای اعلام برائت دانشجویان از این تحرکات و اقدامات از وزارت کشور خواستند که به آنها اجازه دهد تجمع آرام برگزار و از فتنه گران اعلام برائت کنند. در آن زمان در وزارت کشور به آنها گفته بودند: اگر با گروههای دانشجویی تحکیم وحدت و نهضت آزادی تجمع و راهپیمایی برگزار میکنید به شما مجوز داده می شود و در غیر این صورت حق تجمع ندارید. (این خود به معنی خواست اصلاحات به درگیری بیشتر و شعلهورتر کردن آتش درگیریها بود ) در هر صورت وزارت کشور اصلاحات با این درخواست موافقت نکرده و علیرغم درخواست رسمی بسیج دانشجویی، مجوز نداد. تا آن روز وزارت کشور درباره تجمعات غیرقانونی برگزار شده در طول دو سه روز گذشته هیچ بیانیهای منتشر نکرده و این تجمعات را محکوم نکرده بود اما بلافاصله برای عدم صدور مجوز برای تجمع دانشجویان بسیجی بیانیه صادر و آن را اعلام رسمی کرد تا اگر تجمع بسیج برگزار شد و توسط خودشان به نا آرامی کشانده شد بتوانند چهره خودرا تطهیر و انگشت اتهام را به سمت بسیج بچرخوانند . در این بیانیه هم با این حال هیچ اشارهای به آشوب موجود در دانشگاه و خیابانهای اطراف آن و غیرقانونی بودن این تجمعات نشد.
در آن زمان دانشجویانی که کمی اعتدال پیشه کرده با فتنهگری و به آشوب کشیدن فضای جامعه مخالف بودند، سعی کردند در گفتوگو با رسانهها از جمله صدا و سیما و برخی روزنامههای وابسته به دولت از جمله ایران بیان کنند که از این فتنهگری اعلام برائت کرده و در این تجمعات و آشوبها شرکت نمیکنند اما آنطور که برخی از این دانشجویان در گفتوگوهای خود گفتهاند، عبدالله نوری از چهرههای شاخص جناح اصلاحات به مدیرمسئول روزنامه ایران زنگ زده بود: تو به چهحقی با این افراد مصاحبه میکنی و غلط کردهای که با جریانهای جنبش دانشجویی که رادیکال هستند مصاحبه میکنی و در روزنامه دولت انتشار میدهی!!
بهاعتراف مسئولان کوی دانشگاه، آنها خود، نیروی انتظامی را به محل حادثه دعوت کردند.
سردار نظری مسئول نیروی انتظامی که طی آن چند روز مسئول برقراری آرامش در خیابان انقلاب و اطراف آن بود میگوید: «ما را به جشن توطئه میهمان کردند و نیروی انتظامی بهحسب مأموریت ذاتی خود، یعنی ایجاد نظم و امنیت و… در محل حاضر و در حادثهای پرابهام با اعمالی نظیر سلب آسایش مردم محل، خسارت به اموال عمومی و خصوصی، هتک حرمت به ارکان نظام، اهانت، آدمربایی و گروگانگیری پلیس با شکنجه روحی و جسمی در دو مرحله، پرتاب بمب آتشزا توسط اغتشاشگران که بعضاً در قالب دانشجو رخ مینمودند مواجه گردید، گویی آنها خود را فراتر از قانون میدیدند!» در این مورد کوهی مدیرکل سابق کوی دانشگاه نیز که خود از جمله مقصران و عاملان درگیریها به شمار میرفت، به صراحت در دادگاه اعتراف کرد: «سردار نظری خود قربانی کوی دانشگاه شده است و حتی اگر او در محل حاضر نمیشد، دهها نفر از دانشجویان کشته میشدند.
خیلی از کسانی که حادثه کوی دانشگاه را رقم زدند دانشجو نبودند این جریان برانداز تمام تلاش خودرا کرد که در آن سال نظام را به پرتگاه براندازی بکشد اما نتوانست باردیگر نیز سال ۸۸ این تلاش را نمود. پیاده نظام شیطان هیچ وقت از تلاش خود دست برنخواهد داشت