رضا ناظری از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که در عملیاتهای ولفجر 8 ، حماسه کوشک ، آزادسازی میمک ، کردستان و مهران حضور داشته است و در گفتگو با خبرنگار ما از خاطرات خود از حماسه 5 مرداد 67 شهرستان ایوان می گوید.
وی درباره آغاز درگیری در تنگه کوشک گفت : مرداد ماه سال1367 اواخر جنگ بود که قطعنامه اعلام و ارتش ایران عقب نشینی کرد ، عراق از این فرصت سوء استفاده کرد و از چهار محور اسلام آباد ، مهران، صالح آباد و سومار به قصد تصرف کامل استان های ایلام و کرمانشاه و ایجاد قرارگاه در آنها به ایران حمله کرد ، که البته این اطلاعات را از یک سرهنگ عراقی که بعدا اسیر شد گرفتیم.
ناظری افزود : در خانه بودم که شهید حاج بندر اسدی به من زنگ زد و گفت بیا تا جایی برویم کار دارم ، باهم تا نزدیکی های سومار رفتیم برعکس همیشه که صبور و آرام بود آن روز هیجان زده بود از شهر که بیرون رفتیم ، گفت سومار سقوط کرده و عراقی ها تا نزدیکی تنگه کوشک آمده اند ، برگشتیم به سپاه تا با فرمانده وقت آقای غلام کاظمی صحبت کنیم این در حالی بود که حدود یک ساعت پیش مهمات و نیروهای ایوان را برای کمک به صالح اباد فرستاده بودند.
این رزمنده ادامه داد : هرجور بود توانستیم 32 نفر رزمنده را برای مقابله با عراق در تنگه آماده کنیم ، سلاح های ما شامل دو قبضه آرپی چی ، یک دستگاه موشک انداز ، 5 موشک و تفنگ ژ3 بود، در واقع آنچه که آنروز به وقوع پیوست نیروی ایمان و شهامتی مردان ایوانی بود که دشمن را زمینگیر کرد و گرنه سلاح های اندک ما کاری از پیش نمی برد.
ناظری بیان کرد : یکی از رزمنده ها که زن و دو بچه داشت، گفت درست است که مهماتمان کم است ولی اگر لازم باشد با نارنجک خودم را زیر تانک می اندازم تا پای دشمن به ایوان نرسد ، همه با هم عهد بسته بودیم که تا آخر مقاومت کنیم ، نیروهای عراقی فکر می کردند تنگه زیاد طولانی نیست و شهر زرنه و ایوان را به راحتی می توان تصرف کرد ولی با مقاومت جانانه نیروهای ایرانی شکست سختی خوردند.
همرزم شهیدان دوبرا و فلاحی ادامه داد: نزدیک غروب به تنگه رفتیم با بچه های رزمنده حرف زدیم و گفتیم اگر بخواهیم تنگه را به روی دشمن ببندیم دیگر نباید فکر عقب نشینی کنیم ، سه محور را غلام کاظمی مشخص کرد و گفت ، اگر این پیچ ها را ببندیم مردم می توانند فرار کنند و سالم بمانند ؛ بچه ها در محورها مستقر شدند ، درگیری با صدای الله اکبر یکی از رزمنده ها شروع شد ولی عراقی ها که خیالشان راحت بود که پیروز می شوند تانک ها را تا صبح روشن نکردند ، با کمک خداوند چند ماشین دیگر از رزمندها و نیروهای مردمی به کمک مان آمدند و بچه های سپاه صبح زود حدود ساعت 4 رسیدند و درگیری شدت گرفت که موفق شدیم طی سه روز درگیری دو دستگاه تانک بسیاری از خودروهای نظامی و سنگین و تجهیزات آنها را نابود کنیم.
وی ابراز کرد : همچنین 8 نفر از نیروهای دشمن بعثی را اسیر کردیم که در میان آنها فرمانده عراقی نیروهای حمله کننده به تنگه توسط برادر غلام کاظمی فرمانده وقت سپاه پاسداران ایوان دستگیر شد.
این رزمنده تصریح کرد : در این جنگ سه شهید دادیم ، شهید امیر سرتیپ ابوالحسن خرم رودی که فرمانده هنگ مستقل ایلام بود و به کمک ما آمده بود که به علت اصابت ترکش شهید شد ، شهید سیروس دوبرا که با گلوله مستقیم تانک به شهادت رسید و شهید شیخ عباس فلاحی که از ناحیه پا و کمر بشدت آسیب دیده بود و به علت خونریزی شدید شربت شهادت را نوشید.
وی ادامه داد : آنروز یادم هست شهید خرم رودی با لباس بسیجی ها آمده بود و ما او را نشناختیم ، به چند تا از بچه ها که کلاه عراقی های به هلاکت رسیده را بر سر گذاشته بودند تذکر داد که کلاه ها را از سر بردارید چون نجس اند.
ناظری در پایان تصریح کرد : یکی از خاطرات به یاد ماندنی آن روزها این بود که قبل از شروع درگیری با هم حلقه تشکیل دادیم و عهد بستیم تا زنده ایم نگذاریم پای دشمن به ایوان برسد.