تقدیم به حضرت عبدالله بن الحسن(علیه السلام)
16 شهریور 1398 توسط زينب حيدري
#به_قلم_خودم
افتاده زمین عمه، عمو و خبری هست
در قتلگه انگار عمو را خطری هست
تنها شده و یار ندارد دگر عمه
در دور و برش لشکر بیدادگری هست
مانع شوی و راه مرا سد بنمایی
پنداریم آیا که ز دشمن حذری هست؟
بابا که نباشد بشود یار عمویم
صد شکر به جای پدر اینجا پسری هست
ابن الحسن هستم من و در عمق وجودم
از غیرت بابا و عمو هم اثری هست
شمع است عمویم و منم شاپرک او
در سوختنم بهر عمو بال و پری هست
حاشا بگذارم ببرد حنجرت آقا
بر پیکر بی جان تو دستم سپری هست
سرباز تو با سر برسد تا که بگوید
تقدیم سرت سرور من باز سری هست