ز احمد تا احد یک میم فرق است، جهانی اندر آن یک میم غرق است...
در فلسفه قاعده ای داریم که به آن قاعده ی الواحد می گویند. در این قاعده آمده که «الواحد لا یصدر منه الا الواحد» اصلا یک چیزی که واحد باشد، امکان ندارد که به طور ناگهانی به قالب موجودات خیلی زیادی تبدیل بشود بلکه شأن این شیء واحد و تک و ممتاز این است که در درجه ی اول یک چیز را تهیه بکند و اگر قرار است که خلق موجودات زیادی صورت بگیرد، از آن یک شیء صورت بگیرد.
به عبارت دیگر نمی شود موجودات کثیری را از یک واحد من جمیع الجهات به دست آورد. توجه داشته باشید که ما خداوند را یک واحد من جمیع الجهات که از همه طرف فرد و تک است در نظر می گیریم که طبق قوانین عقلی ما نمی توانیم این را برای او در نظر بگیریم که یک دفعه بیاید و مرد و زن و مورچه و حیوانات و درخت و انواع حشرات را بیافریند و همه ی این ها بخواهند ناگهانی از وجود ایشان ساطع بشود. او باید در شأن خودش یک وجود را درست بکند که آن وجود، مادر خلق تمام این اشیاء باشد. سپس می خواهیم برای این مادر اسم گذاری بکنیم که ببینیم چه چیزی است.
این مخلوق اول، این تجلی اول، این منشأ آفرینش، این عنصر اولیه ی خلقت، حالا اسم آن را هر آن چه که می خواهید بگذارید، اسامی مختلفی در روایات دارد. مثلا در بعضی از این روایات آمده است که اولین چیزی که خداوند خلق کرد عقل بود. یعنی آن شیئی که گفتیم مادر تمام آفرینش است، خدا یک تک چیزی می آفریند و سپس همه چیز از آن آفریده می شود، آن را به معنای عقل بگیرید.
حضرت رسول خدا (ص) می فرمایند که «أَوَلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نوری » اولین چیزی که خداوند خلق کرد، نور من است.
به این معنا که خداوند برای خلقت تمام این آفرینش، از یک نور، عقل، عنصر یا هر آنچه که بگوییم را آفریده و او نیز به شکل های مختلف و در فرکانس های مختلفی ظهور کرده و اشیاء مختلفی را به ما نشان می دهد که یکی از آن ها خود ما هستیم.
ما وقتی که به سایر اشیاء نگاه می کنیم فکر می کنیم که آن ها یک چیز دیگری هستند و ما یک چیز دیگری هستیم. اینگونه نیست. منشأ همه ی ما یک چیز است منتهی درجات ما با هم فرق می کند.
در واقع خداوند که هیچ گونه ترکیبی در ذاتش راه ندارد طبق قاعده الواحد باید ابتدا موجود بسیطی را خلق نماید تا سایر موجودات مرکب عالم را به واسطه آن خلق نماید. این حقیقت بسیط، حقیقت محمدیه است که پیش از خلق سایر موجودات خلق شده است اما این حقیقت بسیط علاوه بر بعد روحانی، یک بعد مادی نیز دارد که مرکب از اجزاست و همین عامل خلق موجودات مرکب است.
در همین رابطه و با نظر به بیتی از شیخ محمود شبستری ، ابیاتی را سروده ام در تفسیر معنای همان بیت که به عقیده اینجانب اشاره دارد به مطلبی که ابتدا توضیح داده شد.
«ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است» تضمین از شیخ محمود شبستری
احد، یکتا و بیهمتای هستی
یدش غالب شده فارغ ز دستی
وجودش خالی از هرگونه ترکیب
ز اجزا هستیاش گردیده تهذیب
ولی صادر شده از حیّ واحد
وجودی، هستیاش ترکیب واجد
محمد یک حقیقت باشد و بس
نشد صادر ز واحد قبل او کس
احد صادر نمود آن نور ممتد
مکثر شد احد با نور احمد
مرکب بودن احمد همان است
که غرق میم آن کل جهان است